X
تبلیغات
رایتل
بسم اللهِ الرَّحمن الرَّحیم

5 اسفند 1387

اشاره: اکنون که زمانی از فرمایشات رهبر معظم انقلاب گذشته است، فارغ از هیاهوی خبری و جناحی، راحت‌تر می‌توان نشست و در مورد آن تأمل نمود.  

 

دو ماه و اندی پیش بود که رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران برای چندمین بار در دانشگاه علم و صنعت، جمهوری اسلامی را از دچار شدن به «شاه سلطان حسین» ها بیم دادند:

اگر روزی در میان مسئولان کشور، مسئولان بی‌جرئت و ضعیفی همچون شاه سلطان حسین پیدا شوند، حتی اگر در میان مردم نیز شجاعت و آمادگی وجود داشته باشد، کار مملکت و جمهوری اسلامی تمام است؛ چرا که مسئولان ترسو و مقهور، ملت‌های شجاع را نیز به ملت‌های ضعیف تبدیل می‌کنند. [لینک]

ایشان دقیقاً فرمودند: 

شجاعت در برابر هیبت دشمن، جزو شاخص‌هاست. در مقابل دشمن اگر مسئولین کشور احساس رعب و خوف بکنند، بر سر ملت بلاهاى بزرگ خواهد آمد. آن ملت‌هایى که ذلیل و مقهور دست دشمن شدند، عمده‏ى علت این بود که مسئولان - پیشروان قافله‏ى ملت - شجاعت لازم، اعتماد به نفس لازم را نداشتند. گاهى در بین آحاد مردم عناصر مؤمن، فعال، فداکار، آماده‏ى به جانبازى هستند، منتها مسئولین و رؤسا وقتى خودشان این آمادگى را ندارند، نیروهاى آنها هم از بین می‌رود و این ظرفیت هم نابود می‌شود. آن روزى که شهر اصفهان در دوره‏ى شاه سلطان حسین مورد غارت قرار گرفت و مردم قتل عام شدند و حکومت باعظمت صفوى نابود شد، خیلى از افراد غیور بودند که حاضر بودند مبارزه و مقاومت کنند؛ اما شاه سلطان حسین ضعیف بود. اگر جمهورى اسلامى دچار شاه سلطان حسین‏ها بشود، دچار مدیران و مسئولانى بشود که جرئت و جسارت ندارند؛ در خود احساس قدرت نمی‌کنند، در مردم خودشان احساس توانایى و قدرت نمی‌کنند، کار جمهورى اسلامى تمام خواهد بود. [لینک]

سؤال مهم این است که در آستانه‌ی فعالیت‌های انتخابات ریاست جمهوری، رهبر معظم انقلاب به کدام خطر اشاره داشته‌اند و اصولاً در میان کاندیداهای احتمالی، کدام‌یک شخصیتی شبیه سلطان حسین صفوی دارند؟ مطمئنم تا همین‌جا که هنوز هیچ اسمی به میان نیامده، تک‌تک مخاطبین وبلاگ به یک اسم – فقط یک اسم - رسیده‌اند و دوستان دوم خردادی هم از این‌جانب دل‌خور شده‌اند؛ اما تقصیر بنده چیست؟ این‌جانب بحث را فقط به صورت منطقی دنبال می‌کنم. 

یادتان هست که دو ماه پیش، اصحاب دوم خرداد فریاد زدند که منظور رهبر معظم انقلاب از شاه سلطان حسین، سید محمد خاتمی نبوده است و بلافاصله حسین شریعتمداری مچشان را گرفت که خودتان اعتراف کردید و یعنی اینکه ضمیر مرجعش را (و یا مرجع ضمیرش را) پیدا کرد!

یکی از دوستان مطلع بنده از دیدار خصوصی سید محمد هاتمی با رهبر معظم انقلاب (پیش از اعلام کاندیداتوری) خبر داد. در آن دیدار ظاهراً خاتمی به رهبر معظم انقلاب گفته بود که پس از سخن‌رانی شما، مردم من (خاتمی) را شاه سلطان حسین می‌نامند. حضرت آقا فرموده بودند که ما اشاره‌ای به مصادیق نکرده‌ایم و مردم برداشت خودشان را کرده‌اند و بعد اضافه کرده بودند که همه می‌توانند مصداق شاه سلطان حسین باشند! با این حساب خود خاتمی هم انگشت اتهام را به سوی خویش گرفته است. در آن طرف مرزها هم دشمنان نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران گفتند و نوشتند که سخنان آیت الله خامنه‌ای توهین به سید محمد خاتمی است!!؟ همه‌ی اینها یک پیام دارد و آن اینکه در میان کاندیداهای احتمالی ریاست جمهوری اسلامی ایران، یک شاه سلطان حسین وجود دارد که معروف حضور دوست و دشمن است!

اما مَثَل شاه سلطان حسین در ادبیات رهبر معظم انقلاب دارای سابقه و مختصات است و اگر بخواهیم بحث دانشگاه علم و صنعت را بیشتر بکاویم، باید کمی به عقب برگردیم و سابقه‌ی این بحث را در بیانات رهبر معظم انقلاب مطالعه کنیم. ایشان یک بار در تاریخ 7/3/1382 در جمع نمایندگان مجلس شورای اسلامی از افتضاح شاه سلطان حسین سخن گفتند [لینک] و پیش از آن نیز در تاریخ 22/2/1382 در دیدار با دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی سخنانی ایراد کردند که به خوبی معیار به دست می‌دهد. در این دیدار ایشان به صراحت و با منطق حضرت امام خمینی(ره)، اصطلاح «فرصت سوزی» را که ورد زبان مدعیان اصلاحات بود زیر سؤال بردند و بلافاصله بحث شاه سلطان حسین ترسو و خائن را بیان فرمودند:

مى‏شنوید بعضى کسان صحبت مى‏کنند که فرصت‌ها را از دست ندهیم. من نمى‏دانم مقصود آنها از فرصت چیست. فرصتى که در این موقعیت زمانى به هدر مى‏رود، چه فرصتى است؟ فرصت تسلیم شدن در مقابل امریکاست؟ این فرصت است؟! براى ملت ما این فرصت است که در مقابل دشمنى که با صداى کلفت و با لحن قلدرمآبانه مى‏خواهد سلطه خود را بر او تحمیل کند، تسلیم شود و از مقابل او عقب بنشیند؟! این فرصت است که کسى آن را از دست ندهد؟ یک وقت انسان خودش هست و خودش و مسئولیت خود را به عهده دارد؛ یا ایستادگى مى‏کند و یا تسلیم مى‏شود. اگر تسلیم شد، بدبختى و روسیاهى‏اش مال خودش خواهد بود و به جاى دیگرى ضرر نمى‏رساند؛ اما وقتى انسان مسئولِ یک بخش است - حتّى در بخش‌هایى که از اهمیت زیادى هم برخوردار نیستند، اما کار، اقدام و حرکت فرد مى‏تواند تأثیر داشته باشد - تسلیم شدن به معناى تسلیم کردن کشور و ملت است؛ به معناى مسلّط کردن دشمن بر سرنوشت یک ملت است؛ مگر کسى حقّ این کار را دارد؟ من یک وقت به مناسبت دیگرى گفتم: اگر آن روز که شاه سلطان حسین در مقابل افغان‌ها با این بهانه که اگر تسلیم نشویم و دروازه اصفهان را در مقابل هجوم آنها باز نکنیم، ممکن است عدّه‏اى کشته شوند، بر مردان غیورى که در اصفهانِ آن روز بودند - چه انسان‌هاى غیرتمندِ سپاهى و چه مردم عادّى - تکیه مى‏کرد و مى‏گفت من در مقابل دشمن تسلیم نمى‏شوم، قطعاً عدّه کمترى از ملت ایران، از مردم اصفهان و از مردمى که در حمله افغان‌ها از دست رفتند، کشته مى‏شدند و ملت ایران آن ذلّت و ننگ را هم تحمّل نمى‏کرد. البته امروز شرایط، شرایط دیگر و دشمن هم دشمن دیگرى است؛ اما اصل عدم تسلیم در مقابل زیاده‏خواهى دشمن و اینکه هرگونه تسلیم و نرمش، او را تشویق خواهد کرد، پابرجاست. این اصل، همیشگى است. [لینک]

خوب اگر شما می‌توانید دست کم با خودتان صادق باشید، مرد و مردانه بگویید که مصداق سخن رهبر معظم انقلاب، کدام‌یک از کاندیداهای احتمالی ریاست جمهوری آینده است؟!