X
تبلیغات
رایتل
بسم اللهِ الرَّحمن الرَّحیم

27 مهر 1389

اشاره: این یادداشت کاملا شخصی و برای یادگاری نوشته شده و ارزش عنایت شما را ندارد. بگذارید و بگذرید!

 

  

 

  

 

جشنواره‏ام همین جاست: جشنواره شعر دفاع مقدس استان کردستان همین امروز در مریوان برگزار می‏شود. منطقه عملیاتی والفجر 4. بنا بود بنده هم باشم، به قول دوستان: مهمان ویژه! راستش را بخواهید بیش از ده سال است که بنا دارم سفری به مریوان داشته باشم و قسمت نمی‏شود. حالا به بهترین شکلی فرصت به دست آمده بود. کارهایی را که در خصوص سفر امام امت به قم به عهده گرفته بودم تحویل دادم و داشتم راهی می‏شدم. دیدم نمی‏توانم از قم دل بکنم. یعنی دیدم نمی‏توانم از امامم دل بکنم. هر چه کردم نشد. خوب که فکر کردم دیدم بعد از سال‏ها نایب امام زمان به قم می‏آید و درست از سر کوچه ما می‏گذرد، آن وقت من بلند شوم بروم جشنواره؟ دیدم جشنواره‏ام همین جاست! برای رفتن به مریوان و منطقه عملیاتی و صفا با شهیدان هم وقت هست و خدا بزرگ است. صحنه‏هایی هم دیدم که عزمم بر ماندن جدی‏تر شد. مثلاً دیدن حال و روز مادرم! 

  

 

مادری دارم بهتر از برگ درخت: مادر این روزها با فشار خون و پادرد و نمی‏دانم چی‏چیز اعصاب دست به گریبان است. کمتر بیرون می‏رود، بیشتر به پزشک و دارو فکر می‏کند. چند روز پیش که منزل پدر بودم گفت: «پسرم اگر عکس امام خامنه‏ای را در خیابان می‏دادند یکی برایم بیاور.» نه اینکه قحطی عکس و پوستر باشد و در منزل تصویری از ایشان نباشد، اما مادر می‏خواست از همان تصاویری که برای استقبال و در خیابان توسط مردم پخش می‏شود داشته باشد. مادر می‏گفت:«می‏خواهم تک و تنها با پای خودم بروم به استقبال امام.» نگرانی ما فایده‏ای نداشت و توصیه‏های ما را با لبخند می‏شنید. 

   

جوانان عاشق: در چند روز گذشته خیابان پر شده بود از شور و حال. جوانانی که عکس و لبخند و شیرینی و نستعلیق توزیع می‏کردند. جوانانی با قیافه‏هایی که اگر ایشان را در آن حال نمی‏دیدی می‏گفتی اینها حتما ضد انقلاب اند! اما جوانان عاشق امام امت هستند و روز و شب‏شان را برای استقبال باشکوه از نایب امام زمان وقف کرده‏اند. 

  

 

دریایی از عکس‏ها و نوشته‏های دوست داشتنی: سطح شهر و به ویژه خیابان محل سکونت‏ات پر شده از تصاویر کسی که در این نظام بیش از همه دوستش داری. خدایا چه همه بنر و پوستر امام خامنه‏ای!!! خدایا چقدر نوشته در خوش‏آمد گویی به حضرت ماه!!! چقدر نوشته از بیانات ایشان. بنیاد شهید هم کار خوبی کرده و تصاویر شهیدان زینت بخش هر کوچه شده! آیا عجیب و تأمل برانگیز نیست که فرمانده‏ات – شهید سید محمد رضا فیض – آمده و درست سرکوچه شما به استقبال امام خامنه‏ای، تمام قد ایستاده است؟ خدایا می‏شود تمام سال خیابان‏های شهرم همین طور باشد؟ 

  

خدایا توان عطایمان کن: امشب گشتی در شهر زدم. تا دقایقی پیش هنوز هم عملیات استقبال ادامه داشت. کلی راه رفتم و شهر و جوانان منتظر و گیت‏های تودرتو و حلقه‏های خالی از جمعیت را نظاره کردم. با چند نوجوان که از دورترین شهرک نسبت به مرکز قم (مهدیه) با پای پیاده خودشان را به پشت گیت رسانده بودند گپی زدم. می‏گفتند فقط به عشق ولایت آمده‏ایم و اگر صبح می‏خواستیم بیاییم شاید دیر می‏شد. 

اکنون ساعت 03:30 بامداد است و هنوز بیدارم. شب گدشته نیز فقط دو ساعت خوابیده‏ام و صبح ساعت 7 با دوستان قرار دارم ولی با اطمینان می‏توانم بگویم که احساس خستگی ندارم. یقین دارم که این اشتیاق امان چند دقیقه استراحت را هم نخواهد داد. خدایا توان بده تا امروز در مراسم استقبال امام امت سرپا و شاداب باشم.