X
تبلیغات
رایتل
بسم اللهِ الرَّحمن الرَّحیم

31 مرداد 1390

یک برادر بسیجی چنین می گوید: 

  

در یک سال گذشته شخصی که به یک ارگان ارزشی منتسب است، جفای فراوانی در حق این جانب کرده بود. این فرد با سوء استفاده از جایگاه خود، ضمن بداخلاقی و سوء رفتار عدیده، وقتی بنده را مزاحم رفتارهای نادرست خود دید، ابتدا با توهین و تهدید بنده را به حاشیه راند و سپس با لجن پراکنی به ترور شخصیت روی آورد.

 

 

بنده که از حضور در آن نهاد سود شخصی در نظر نداشتم و فقط ادای تکلیف مدّ نظرم بود، با گزارش به مسئولین همه را به خدا واگذار کردم. با اینکه مسئولین اذعان داشتند که حق با بنده است، اما عدم شجاعت و بعضی محذورات باعث شد که برخوردی با شخص خطاکار صورت نگیرد.

این جانب آن همه از فرد مورد نظر شاکی بودم که فکر می کردم هیچ گاه نتوانم او را ببخشم. اما در شب نوزدهم ماه مبارک رمضان، وقتی غرق در دریای رحمت الهی بودم، در حال سجده آشنایان را از نظر می گذراندم. ناگهان همان فرد در نظرم آمد و لحظه ای را به کشمکش با خود برای بخشش او داشتم. دیدم جفای او آن همه زیاد است که راهی برای گذشت وجود ندارد. اما ناگهان با خود گفتم او را به بزرگی خدا می بخشم!

 

 

بعد از این ماجرا با خود گفتم که اگر چه فلانی را بخشیدم، ولی کسی که او را تحریک کرد و به او شهامت داد با این جانب برخورد کند، چون رفتاری منافقانه دارد و هنوز خود را دوست بنده می داند، هرگز قابل بخشش نیست. اما باز هم شب بیست و یکم ماه مبارک و در حالتی مشابه، دیدم او را نیز می توانم به بزرگی خداوند ببخشم. بعد با خود گفتم شب بیست و سوم مسئولینی را که به وظیفه خود عمل نکردند و چشم را به خطاها و جفاهای فرد مورد نظر بستند، خواهم بخشید. اما با خود فکر کردم که شاید تا پس فردا شب زنده نباشم. این بود که باز هم نیت کردم و همه را به بزرگی خداوند بخشیدم.

 

 

اکنون نه تنها حال خوبی دارم، بلکه با این تصمیم، تمام ناراحتی هایی که از جفای آن فرد و معاونت و سکوت دیگران بر قلبم سنگینی می کرد، از میان رفته است و اکنون آرام و خرسند هستم. 

  

ذکر این ماجرا در این وبلاگ برای این بود که یادآوری شود، خطای دیگران در حق شما هر چه هم بزرگ باشد، در مقابل بزرگی خداوند مهربان و بخشاینده عددی نیست و می توان همه را عفو کرد.

دعا بفرمایید.