بسم اللهِ الرَّحمن الرَّحیم


خفن ترین جادوگر قرن Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
بنر تبلیغاتی متعلق به بلاگ اسکای است و مورد تأیید مدیر این وبلاگ نیست.


18 خرداد 1387
7 خرداد 1387

خوش‏بختانه محیط اینترنت در چند سال اخیر به خوبی با کاربران مؤمن و متعهد و انقلابی پوشش داده شده است. اگر چه نهادهای فرهنگی کشور نیز کم و بیش در این زمینه فعال هستند ؛ و اگر چه اشخاص یا مؤسسات خصوصی نیز سهم نسبتاً خوبی در این امر دارند، اما این کاربران خوش ذوق و هدف دار هم‏وطن هستند که از روی علاقه و تعهد – و اغلب خودجوش – از این امکان بالقوه استفاده می‏کنند. چرا که نهادهای رسمی اغلب کارهای مقطعی می‏کنند و اشخاص حقیقی و مؤسسات خصوصی – بنا به اظهارات اغلبشان – نگاهشان بیش و پیش از هر چیز اقتصادی است که خرده‏ای هم بر ایشان وارد نیست.

در میان وبلاگ نویسان، برخی بنا به نقاط قوتی که دارند شاخص می‏شوند و خواسته یا ناخواسته دوستان و دشمنانی برای خود پیدا می‏کنند. این گروه در مواجهه با مسائل گوناگون، گاه یادداشتی منتشر می‏کنند که خود به خود یک موج وبلاگی را ایجاد می‏کند. مطلب ایشان مانند سنگی که به برکه‏ای فرود آید، امواج زیادی را ایجاد می‏کند و دغدغه‏ی ایشان منتشر می‏شود. تفاوتی نمی‏کند که در متن یادداشت از همکاران وبلاگ نویس دعوت به نوشتن شده باشد یا خیر، مهم‏ترین عنصر در ایجاد موج وبلاگی، دقت نظر و وقت شناسی وبلاگ نویس شاخص و میزان اهمیت موضوع طرح شده می‏باشد.

گاهی نیز موضوعی آن همه برجسته می‏شود که بدون اینکه کسی پیشگام باشد، وبلاگ نویسان به صورت خودجوش در آن باره می‏نویسند و پست ارسال می‏کنند. این مورد را می‏توانیم با نام جنبش وبلاگی یاد کنیم.

اما مسئله این است که مدتی است وبلاگ نویسانی – اعم از شاخص یا غیر شاخص – در صدد ایجاد امواج یا جنبش‏های مصنوعی هستند. بنده – به عنوان یک وبلاگ نویس صد در صد معمولی - شخصاً با این پدیده مشکل دارم. اگر چه همواره این حرکات – ولو مصنوعی – خالی از فایده نیست، اما اعتبار این نوع فعالیت‏ها را بسیار پایین می‏آورد و به مرور ممکن است وبلاگ نویسان – به ویژه آنها که توانمندتر هستند – نسبت به عموم این نوع دعوت‏ها بی‏تفاوت شوند.

من این امواج را به تکبیرهای میان سخن‏رانی‏ها تشبیه می‏کنم. گاهی واقعاً جای تکبیر است، که اگر کسی فریاد بکشد تکبیر، اتفاق مبارکی رخ می‏دهد و موضع ناطق تأیید و تثبیت می‏شود. گاه آنچنان موضوع روشن است که ناخودآگاه ده‏ها نفر شروع به تکبیر می‏کنند و گاه کسی برای طرح خود و یا حتی صادقانه و از روی موقعیت ناشناسی فریاد می‏زند «تکبیر» و نتیجه هم که معلوم است.

حالا تصور کنید شخصی که می‏خواهد فریاد تکبیر سردهد، پیشاپیش با دیگران هماهنگ کند و بگوید: «وقتی گفتم تکبیر سنگ تمام بگذارید» و دیگران هم بنا به رسم دوستی یا رودربایستی قبول کنند. اخیراً به این شیوه نیز موج‏های وبلاگی ایجاد شده و طرف با زمینه‏چینی قبلی و برای اینکه یخ کار حسابی بگیرد، ابتدا با چند نفر هماهنگ می‏کند و آن چند نفر هم هر کدام با چند نفر هماهنگ می‏کنند و به شیوه‏ی هرمی، یک مسیر مشخصی که تضمین شد، آن گاه توپ را در می‏کنند! به نظر نگارنده اگر موج، موج باشد و اگر موقعیت درست سنجیده شده باشد و اگر نوع فراخوان منطقی باشد، نیازی به این زمینه‏چینی‏ها نیست.

مشکل دیگر قالب تعیین کردن برای موضوعات است. وقتی یک وبلاگ نویس برای پرداختن به یک موضوع، شیوه یا قالبی خاص را برمی‏گزیند، نباید همان شیوه و قالب را به دیگران هم تحمیل کند. دو مورد را مثال می‏زنم و امیدوارم این بزرگواران بر این‏جانب خرده نگیرند. دو موج خوب و به‏جا از دو وبلاگ نویس شاخص و با تجربه، که هر دو به ذوق وبلاگ نویسان عنایت نداشتند و هر دو قالب ِ نامه نگاری را پیشنهاد دادند. بنده شخصاً به نویسندگان هر دو وبلاگ ارادت مخصوص و بی‏شائبه دارم و اختلاف نظرهای موردی باعث نشده کم‏ترین شکی در توانایی و اخلاص و سخت کوشی این دو عزیز داشته باشم و فراموش نمی‏کنیم که بحث ما در این یادداشت صرفاً موج‏های وبلاگی است.

این‏جانب صبر کردم موج‏های اخیر تا حد قابل قبولی جلو برود تا بداندیشانی که از اختلاف نظر وبلاگ نویسان ارزشی شاد می‏شوند، سوء استفاده نکنند. لذا اکنون با فراغ خاطر می‏توانم عرض کنم که از وبلاگ نویسان نیز انتظار می‏رود در هنگام دعوت شدن، پیش از موجی شدن(!) به خوبی فکر کنند و بهترین موضع را در پیش بگیرند. بنده وقتی برای شرکت در موج «نامه‏ای به مسیح» (پیش از آغاز موج) دعوت شدم، عرض کردم که اگر قالب تعیین نمی‏شد، خوش‏حال می‏شدم برگ سبزی تقدیم کنم و دوست دعوت کننده، ضمن تأیید نظر حقیر گفت:«چون قول داده‏ام در موج شرکت می‏کنم و الا در مورد قالب حق با شماست».

به کوری چشم دشمنان، وبلاگ نویسان مسلمان، به ویژه جوانان عزیز کشورمان در صحنه هستند و محیط اینترنت را به میدان بزرگ تبلیغ دین مبین اسلام، پاسداری از دستاوردهای انقلاب اسلامی و ‏‏حمایت همه جانبه از نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران تبدیل کردهاند.

دعا بفرمایید.

5 خرداد 1387

اشاره: در برخی وبلاگ‌هایم که عمر کوتاهی داشته‌اند، گاه یادداشت‌هایی دارم که حیف است گم شوند. این گونه است که به وبلاگ‌های فعالم منتقل می‌گردند. مثل همین یادداشت ؛ با من باشید!

 

در صفحه‌ی اصلی پرشین بلاگ می‌خوانیم:«... امروزه وبلاگ‌نویسی محدوده‌ی سنی خاصی ندارد و بچه‌های دبستانی تا استادان دانشگاه در این زمینه مشغول فعالیت و تولید محتوای فارسی هستند.»  با این حساب هر کس پنج دقیقه وقت صرف کند و یک وبلاگ بسازد و سپس یکی دو پست (به عمد نمی‌گویم یادداشت یا مطلب) هم ارسال نماید، می‌توانیم به او بگوییم وبلاگ‌نویس.

به همین دلیل یک وبلاگ‌نویس با یک وبلاگ‌نویس برابر نیست. از طرفی یک کلیک با یک کلیک برابر نیست! طبیعی است که در دست‌رس‌ترین ملاک ارزیابی وبلاگ، آمار بازدیدکنندگانش باشد؛ اما در عین حال که نمی‌توانیم از این شاخص چشم بپوشیم، نباید فراموش کنیم که ممکن است یک وبلاگ کم‌مخاطب بسیار بیش از یک وبلاگ پربیننده ارزش داشته باشد.

این معنا بسیار روشن است و مثال بسیار روشن‌تری هم به ذهن شما خطور می‌کند. دیگر همه می‌دانند که برای جلب کلیک کافی است عقل مکرّم را به مرخصی بفرستید و در وبلاگ به جوک و لطیفه و سکس (پوزش می‌خواهم) و فال و مقوله‌های زردی از این قبیل بپردازید. خوش‌بختانه(؟) تا دلتان بخواهد متن و تصویر و ترفند و فیلم و تنقّلات مجازی (کپیرایت این اصطلاح محفوظ است) در اینترنت موجود می‌باشد و می‌توانید با رفرنس دادن از آنها استفاده کنید و یا اینکه حواس وجدانتان را پرت کنید و آنها را کش بروید.  

مهم‌تر از همه اینکه بسیاری از کلیک‌ها به دلیل غنا و حتی جذابیت وبلاگ نیست، بلکه به دلیل وقت صرف کردن بلاگر و نظر دادن در وبلاگ‌ها جلب می‌شود و از نوع نظرات هم می‌توان فهمید که طرف از روی ادب یا رودربایستی آمده و به احتمال قوی (بر اساس شواهد) مطلب را هم نخوانده است.

این معنا خیلی روشن است، اما در مقام عمل خیلی‌ها اشتباه می‌کنند. مثلاً گاهی مشاهده می‌کنیم که یک فعال اینترنتی (این هم کپی‌رایت دارد) تنها ملاکش برای ارزیابی یک وبلاگ‌، آمار بازدید آن وبلاگ است؛ به ویژه اگر از کلیک‌ها ذی‌نفع هم باشد! به عبارتی فراموش می‌کند که آمار شرط لازم است، ولی شرط کافی نیست!

گاهی نیز بلاگرها (به عمد نمی‌گویم وبلاگ‌نویسان) شأن و جایگاه خود را فراموش می‌کنند و در مجادلات و بحث‌ها یا با بزرگ‌تر از خودشان بدرفتاری می‌کنند یا با کوچک‌ترها وقت تلف می‌کنند! یعنی ناخودآگاه خود را با دیگر بلاگرها برابر می‌بینند. البته معمولاً شکل اول رایج‌تر است، یعنی خیلی‌ها به صرف داشتن یک وبلاگ به خود حق می‌دهند که برای همه شاخ و شانه بکشند!  

آنچه اهمیت دارد اصطلاح قشنگی است که در تعریف پرشین بلاگ آمده؛ منظورم «تولید محتوا» می‌باشد. شما در مقام ارزیابی وبلاگ خودتان و دیگران ببینید تا چه حد از خجالت این اصطلاح درآمده‌اید؟!  

نظرات شما (۱۴)     لینک مرتبط: چند نوع نویسنده داریم؟ [+] 

3 خرداد 1387

تعجب می‏کنم که چرا آن برادر یا آن خواهر ارزشی به شدت از ارسال ایمیل توسط بنده شکایت می‏کند؟

 

مگر امیر عباس جای چه کسی را تنگ کرده؟ مگر کدام مسئولیت را اشغال کرده که کسی آن را متعلق به خود می‏داند؟ مگر به جز دین و نظام جمهوری اسلامی و امام و شهیدان، امیر عباس از چیز دیگری می‏نویسد؟ مگر یادداشت‏های پراکنده‏ی او به اندازه‏ی خودش و نسبت به عموم وبلاگ‏ها جذاب نیست؟ پس بعضی‏ها چه مرگشان است؟!

 

  • یکی از دوستان که به جرائم اینترنتی رسیدگی می‏کند پیشنهاد داده حتماً سایتم را فعال کنم. معتقد است نسبتِ وبلاگ به سایت، مثل خط ایرانسل است به سیم کارت دولتی. تازه معتقد است بهتر است نام واقعی‏ام را بنویسم. غافل از اینکه اولاً به نوشتن در وبلاگ تأکید دارم و در حال حاضر به دات کام یا دات آی آر شدن نیاز ندارم و ثانیاً عدم ذکر نام اصلی برای مخفی کردن چیزی نیست، چرا که دوست و دشمن نویسنده‏ی وبلاگ را می‏شناسند و تأکید بر «امیر عباس» به دلیل عادت کردن مخاطبان به این هویت وبلاگی است و نه چیز دیگر.

  • اخیراً از عزیزان مسئول در پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی [لینک] خواسته‏ام به هیچ یک از مطالب این حقیر لینک ندهند. این پایگاه بسیار مفید و ارزشمند است و عزیزان خالصانه و شبانه روزی تلاش می‏کنند و برای ایشان آرزوی توفیق و سلامتی دارم.

  • از اشتغالات روزمره نمی‏نالم، اما به روز کردن همین چند وبلاگی که می‏بینید و آن چند وبلاگی که نمی‏بینید (!) باعث می‏شود کمتر بتوانم خدمت دوستان برسم و از آن کمتر بتوانم نظری ثبت کنم. لذا حتماً دوستان بزرگوار این کوتاهی را عفو می‏کنند.

  • به دلیلی که عرض شد مجبورم برای اطلاع رسانی به روز شدن فقط سه تا از وبلاگ‏ها از طریق ایمیل عمل کنم. خبر را به حدود هزار نفر می‏فرستم و عجیب است که بعضی از دوستان - به ظاهر همفکر - گاهی اعتراض می‏کنند. واقعاً چرا؟ مگر گزارش اسپم یا پاک کردن ایمیل چه خرجی دارد؟ برای خود بنده روزانه حدود 20 ایمیل می‏رسد و اغلبش را هم نمی‏خوانم، اما به فرستنده‏اش سیلی نمی‏نوازم. گاهی هم اعتراض می‏کنم، اما اعتراضم به منزله‏ی یک حرکت ارزشی در مقابل بیگانگان و دشمنان نظام است. اما تعجب می‏کنم که چرا آن برادر یا آن خواهر ارزشی به شدت از ارسال ایمیل توسط بنده شکایت می‏کند و چرا آن برادر پس از مدتی خودکشی و گفتن اینکه رسیدن ایمیل‏ها از او وقت(؟) می‏گیرد، طاقت نمی‏آورد و با من تماس می‏گیرد و خودش را معرفی نمی‏کند و بعد تماسش را تکذیب می‏کند؟ تو را به خدا یکی به من حالی کند این اعتراض‏ها چه وجهی دارد؟ مگر امیر عباس جای چه کسی را تنگ کرده؟ مگر کدام مسئولیت را اشغال کرده که کسی آن را متعلق به خود می‏داند؟ مگر به جز دین و نظام جمهوری اسلامی و امام و شهیدان، امیر عباس از چیز دیگری می‏نویسد؟ مگر یادداشت‏های پراکنده‏ی او به اندازه‏ی خودش و نسبت به عموم وبلاگ‏ها جذاب نیست؟ پس بعضی‏ها چه مرگشان است که من متوجه نمی‏شوم؟!
17 فروردین 1387
17 فروردین 1387

سلام و سال نو مبارک. چندی پیش که در کار وبلاگ نویسی و دیگر مشغله‏ها مانده بودم، مدیر محترم پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی پیشنهاد کرد که به جای چند وبلاگِ معرفی شده و چندین وبلاگ ناشناس، فقط به یکی از آنها بپردازم. ایشان معتقد بود که روی یک وبلاگ تمرکز کنم که حتماً بنویسم و اینکه اسلام در خطر است و کذا و کذا. به ایشان گفتم مثلاً آیا صلاح است در روایت‏های آسمانی از فوتبال بنویسم؟ هر چند که یک بار نوشتم و اتفاقاً بسیار مؤثر هم واقع شد، اما آن یک مسئله‏ی ملی بود و تقاوت داشت [لینک] و گفتم هزار و یک مسئله‏ای که در طول روز فکر مرا مشغول می‏کند و تا ننویسم آرام نمی‏شوم، آیا جای همه‏شان در روایت‏های آسمانی است؟ قطعاً پاسخ ایشان نمی‌توانست مثبت باشد. از آن هنگام تا کنون با هر زحمتِ همراه با لذتی که بوده، شأن وبلاگ نویسی خود را حفظ کرده‏ام. عمر دست خداست و نمی‏دانم تا چه زمان در حصار دنیا باقی خواهم بود، اما به شرط حیات، برنامه‏ام برای وبلاگ‏های معرفی شده‏ام در سال جدید چنین است: ۱- روایت‏های آسمانی وبلاگ تخصصی دفاع مقدّس خواهد بود. ۲- محرمانه به خاطرات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و دیده‏ها و شنیده‏ها اختصاص خواهد یافت و مطمئناً برخی مطالبش برایتان جالب خواهد بود! ۳- یادداشت‏های پراکنده با هر موضوع و هر درجه از اهمیت در همین وبلاگ درج خواهند شد.

در پایان عرض کنم که اگر به چند سال قبل برگردم (که کاربر شبکه اینترانت شارح بودم و بعد بدون اینکه صدایش را دربیاورم و با اینکه در منزل رایانه نداشتم، وبللاگی ساختم و از نخستین وبلاگ نویسان قمی بودم، البته محل کارم تهران بود) ممکن است تصمیم بگیرم گرد وبلاگ نویسی نچرخم، ولی اگر باز هم وبلاگ نویسی را انتخاب کنم، قطعاً همین مسیر را طی خواهم کرد و به همین جا خواهم رسید.

دعا بفرمایید.