بسم اللهِ الرَّحمن الرَّحیم


خفن ترین جادوگر قرن Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
بنر تبلیغاتی متعلق به بلاگ اسکای است و مورد تأیید مدیر این وبلاگ نیست.


16 خرداد 1387

 

خبرگزاری فارس سه روز توقیف شد. آن هم در عجیب‏ترین حالت و بدون مبنای حقوقی. اگر بر اصحاب رسانه و خبرگزاری‏ها، رعایت اخلاق حرفه‏ای ضروری است، بر عوامل قانون، اعم از: قانون‏گزاران، قضات، وکلا و مجریان، رعایت اخلاق حرفه‏ای ضروری‏تر است!

اینکه شخصی ۲۰ دقیقه پس از نیمه‏شب با فارس تماس بگیرد و خبر توقیف ۳ روزه‏ی یک خبرگزاری را اعلام کند، صدالبته حرفه‏ای نیست. و اینکه هنوز هم به درستی معلوم نیست چه ساز و کاری باعث این تصمیم عجیب و غریب شده و چگونه اعضای هیئت نظارت بر خبرگزاریهای غیردولتی در نیمه شب حضور به هم رسانیده‏اند، جلسه تشکیل داده‏اند، خبرگزاری فارس را توقیف کرده‏اند و بلافاصله خبر را در خبرگزاری وابسته به وزارت ارشاد منتشر کرده‌اند، کاملاً غیرحرفه‏ای و شبیه یک شبیخون پر رمز و راز است! اگر هم چنین فرض غیرمعقولی صحیح باشد و جلسه‏ای در وقتی نامعمول تشکیل شده باشد، باید پرسید چه مسئله‏ی حیاتی‏ای در میان بوده که خانم‏ها و آقایان محترم، نصفه‏شبی اتاق جنگ تشکیل داده‏اند و یک خبرگزاری پویا و اصولگرا را به اشد مجازات (بیش از این در وسعشان نبوده) محکوم کرده‏اند؟!

می‏گویند خبر جا‏به‏جایی احتمالی رئیس کل بانک مرکزی، باعث این برخورد شتاب‏زده بوده است. مگر دولت محترم بارها و بارها چنین تغییراتی را نوآوری و در جهت بالارفتن سطح کیفی کابینه و دولت اعلام نکرده‏اند؟ مگر ریشه‏ی بسیاری از مشکلات را در سیستم بانکی کشور نجسته‏اند؟ مگر از مدت‏ها پیش احتمال جابه‏جایی در ریاست کل بانک مرکزی در رسانه‏ها طرح نشده است؟ پس چگونه به‏یکباره و عجولانه با فارس برخورد می‏شود؟ این همه اخبار دروغ و مغرضانه در خبرگزاری‏ها پخش می‏شود و کسی حواسش نیست، آن‏گاه با خبرگزاری‏ای برخورد می‏شود که همواره - به‏درستی و از روی عدالت – حامی دولت محترم بوده است!

داستان آن همه سوررئال و فراواقعیت‏گراست که شاید نتوان هیچ‏گاه دلیل اصلی آن را یافت، اما یکی دو فرض موجود است: الف- نخست اینکه مقامی در وزارت ارشاد مشکلی با خبرگزاری فارس داشته و مترصد فرصتی بوده تا انتقام جویی کند (ان‏شاء الله که این فرض منتفی است). ب- شخص محترمی که با ریاست محترم کل بانک مرکزی لابی محترمانه‏ای داشته، خبر را در خبرگزاری فارس دیده است ؛ اگر چه این خبر در رسانه‏های دیگر هم بوده، اما آن شخص محترم چون از قوت و اثرگذاری خبرگزاری فارس درجریان(!) بوده، شخصاً و رأساً مقدمات و مؤخرات کار را فراهم می‏کند و بعد خودش هم رأساً با فارس تماس می‏گیرد و باقی قضایا. با توجه به اینکه کم و بیش با ساز و کار بخش‏های نهاد ریاست جمهوری آشنایی دارم، این تصمیم نمی‏تواند از یک فرآیند سالم در آن نهاد محترم منتج شده باشد، لذا در چنین فرضی فقط می‏توانیم بگوییم دیوانه‏ای سنگی به چاه انداخته است که صد عاقل هم نمی‏توانند آن را بیرون آورند!

 

پی‏نوشت: ۱- از یازده‏سالگی که ناخودآگاه داستانکی نوشتم و در کیهان بچه‏ها چاپ شد، تا کنون قلم را غلاف نکرده‏ام و سابقه‏ی کار ِ اطلاع رسانی را نیز در کارنامه (بخوانید رزومه) دارم. در این مدت به جرئت می‌توانم بگویم حرفه‏ای‌تر، صادق و مخلص‌تر و اثرگذارتر از خبرگزاری فارس ندیده‏ام. ۲- در مورد این توقیف عجیب و غریب هم خبرگزاری فارس بسیار حرفه‏ای و عاقلانه عمل کرد و نشان داد وقتی هدف انجام تکلیف و جلب رضایت پروردگار است، این ناملایمات به راحتی قابل هضم است. ۳- این ماجرا دستاوردهایی هم داشت که البته به مسبّبش جایزه تعلق نمی‏گیرد. کما اینکه وقتی مثلاً حضرت امام(ره) فرمودند که جنگ تحمیلی برای ما نعمت بود، کسی به صداّم پاداش نداد !!! ۴- یکی از دستاوردها این بود که اگر در آینده لازم باشد با رسانه‏ای برخورد قانونی شود، کسی نمی‏تواند بگوید دولت با منتقدین نامهربان است و می‏توان برخورد با فارس را مثال زد. اگر چه به اعتقاد بعضی‏ها، دولت محترم برای حفظ وجهه تا کنون با منتقدین بی‏انصاف فقط ملاطفت و مهربانی پیشه کرده و اگر گاهی قاطعیتی هم هست، نصیب دوستان همدل گشته است!

۵- بد نیست ریاست محترم محبوب و مکتبی جمهوری اسلامی ایران، جناب آقای دکتر محمود احمدی نژاد، بر دیوانگان احتمالی گوشه و کنار نهاد ریاست جمهوری، اشراف داشته باشند، تا از تکرار «خطاهای دشمن شاد کن» جلوگیری شود.

 

لینکهای مرتبط :

- توقیف سه روزه خبرگزاری فارس با حکم وزارت ارشاد [لینک]

- توقیف سه روزه خبرگزاری فارس پایان یافت [لینک]

23 اردیبهشت 1387

شمارشگر وبلاگ را که چک می‌کردم، دیدم کسانی از سایت برادر؟ حسین درخشان قلم رنجه کرده و احتمالاً یادداشت‌های این وبلاگ را با اشتیاق(!) مطالعه فرموده‌اند، یعنی «نامحرمانه» در سایت آقای برادر حسین درخشان چیز شده است! من از همین جا به تمام خبرنگاران درون‌مرز و بیرون‌مرز و بدون‌مرز اعلام می‌کنم که چی فکر می‌کردیم چی شد! منتظر بودیم که از رجانیوز لینکمان کنند، از سایت «سردبیر خودم» و «نگاه فراساختاری حسین درخشان به ایران و ورای آن» سردرآوردیم! یکی نیست به این آقای برادر حسین درخشان بگوید «خودیشو با من چیکار دارو؟» و از این حرف‌ها گذشته، باید در برنامه ۹۰ با حضور برادر مؤمن و متعهد(!) سید محمد خاتمی بررسی شود که اصولاً حسین درخشان این روزها چه مرگش شده؟ البته حضور مشارٌالیه یعنی خاتمی در برنامه ۹۰ چند ماه به طول می‌انجامد چون لازم است با برخی سازمان‌های بین المللی هماهنگی شود. نه اینکه استفاده از وسایل مخابراتی کار سختی باشد، بلکه لازم است ایشان در قالب چند همایش دانشگاهی و دعوت آکادمیک، سفری به چند کشور غربی داشته باشد، تا در اثنای این سفرها مذاکرات لازم انجام گردد و قرار مرار(!)ها چیز شود. لذا تا آن زمان، عجالتاً فرضیه های موجود را فقط طرح می‌کنیم:

 

  • گزینه‌ی الف- حسین درخشان وقتی مشروب زیادی خورده بوده در رؤیا روح مرحوم خلد آشیان کورش کبیر را به خواب دیده و از او شنیده که چو خواهی که نامت بود جاودان ؛ مکن نام نیک بزرگان نهان! درخشان که هیبت کورش کبیر را دیده بوده و آن همه کبیری را قبلاً به خواب هم نمی‌دیده، یک‌هو با وحشت از هپروت برگشته و هر چه خورده بوده پریده و چون درست رو‌به‌رویش تی.وی.۱ روشن بوده دیده که حضرت استاد خائن و وطن‌فروش (علیرضا قوری‌زاده) به تمجید(؟) از دکتر محمود احمدی نژاد می‌پردازد. این گونه او رؤیایش را صادقه یافته، به راه مستقیم (صراط الذین انعمت علیهم) هدایت شده و قلم به تأیید و تشویق مسئولین نظام جمهوری اسلامی ایران گشوده است و به گور بابای هر چی اپوزوسیون جماعت است، خندیده.

 

  • گزینه‌ی ب- حسین درخشان از ابتدا جاسوس جمهوری اسلامی بوده (با پوزش از برادران امنیتی) و حالا تقی به توقی خورده و کافه به‌هم‌ریخته و مناسبات بین‌المللی در هم فرو رفته و به پدر وبلاگ نویسان ایران دستور مخابره شده که ولو به قیمت جان عزیزت هم که تمام شود، تا می‌توانی از نظام جمهوری اسلامی تعریف کن و البته نوشابه‌های الکلی را زمین نگذار، مبادا تابلو شود!

 

  • گزینه‌ی جیم- اصلاً حسین درخشان که مغز خر نخورده! بالأخره خودش آدم است، عقل دارد، شعور دارد، وجدان دارد، معصومیت از دست رفته دارد، می‌فهمد که بابا این اصولگراها دارند از جان و دل تلاش می‌کنند تا ایران و ایرانی به اوج برسد. خوب طفلک رگ آزادگی‌اش به جنبش درآمده و خواسته برای یک مدت هم که شده راست بگوید و آزاده باشد. این که جرم نیست، هست؟ آن هم در غرب که مهد د-موک-ra-30 است!

 

  • گزینه‌ی دال- این آقای برادر درخشان یک بار که حالش خوش نبوده اشتباهی چیزکی در تأیید جمهوری اسلامی منتشر کرده. بعد اپوزوسیون جماعت که عمداً و سهواً هر که را با خود همراه نبینند جاسوسش می‌خوانند، او را جاسوس جمهوری اسلامی خوانده‌اند. دست بر قضا درخشان از این لقب خوشش می‌آید. به نوعی جوگیر می‌شود. بعد تصمیم می‌گیرد مدتی این بازی را ادامه دهد و حسابی با این برچسب حال کند.

 

  • گزینه پنج- هیچ‌کدام!

 

نکته اخلاقی: آقای درخشان! شماره موبایلت را بده در سفری که تیرماه به اروپا دارم ملاقاتی داشته باشیم. ضمناً من آدم خطرناکی نیستم!

 

19 اردیبهشت 1387

اشاره: این سومین یادداشتی است که در این باره قلمی می‌شود. همان‌گونه که در نخستین مقاله عرض شد: نمی‏دانم چرا وقتی این خبر را شنیدم به یاد حضرت امام خمینی(ره) افتادم و بیانات ایشان بود که از جلو چشمانم رژه می‏رفت و صدای ایشان که در گوشم می‏پیچید و آرامم می‏کرد. آخر مگر نه اینکه ما فرزندان حضرت امام(ره) هستیم و در مکتب او پرورش یافته‌ایم؟ و مگر جوانانی که از کانون ملکوتی شیراز به پرواز درآمدند و به اعلی علیین رسیدند، پیروان راستین همان امامی نبودند که فرمود:«بکشید ما را ملت ما بیدارتر می‏شود»؟! حضرت امام خمینی(ره) پس از شهادت علامه مطهری(ره) در مدرسه فیضیه طی سخنانی فرمودند:«این انقلاب باید زنده بماند؛ این نهضت باید زنده بماند، و زنده ماندنش به این خونریزیهاست. بریزید خونها را، زندگی ما دوام پیدا می کند؛ بکشید ما را ، ملت ما بیدارتر میشود. ما از مرگ نمیترسیم و شما هم از مرگ ما صرفه ندارید. دلیل ِ عجز شماست که در سیاهی شب متفکران ما را میکشید؛ برای اینکه منطق ندارید! اگر منطق داشتید که صحبت میکردید؛ لکن منطق ندارید! منطق شما ترور است؛ منطق اسلام ترور را باطل می داند!»

 

به گزارش خبرگزاری فارس از شیراز، وزیر اطلاعات گفت: «با تلاش سربازان گمنام امام زمان (عج) و مأموران نیروی انتظامی، عامل اصلی انفجار در حسینیه سیدالشهدای کانون ره‌پویان وصال شیراز، در یکی از شهرهای شمالی کشور دستگیر شد.» غلامحسین محسنی‌اژه‌ای امشب در گفت و گو با خبرنگاران افزود:‌ «فرد اصلی که در بمب‌گذاری مباشرت مستقیم داشت عصر امروز در حالی که قصد خروج از کشور را داشت شناسایی و دست‌گیر شد و در هنگام دست‌گیری نیز مسلح بود.»

وی با اشاره به اینکه پنج تن دیگر از عوامل این گروه تروریستی نیز شناسایی شده و از آنها مقادیری مواد منفجره و سیانور کشف شده است، خاطر نشان کرد:‌ «این افراد که همگی ایرانی هستند از قبل شناسایی شده بودند و ارتباطات آنان با کشورهای خارجی محرز شده بود.»

وزیر اطلاعات با اشاره به شناسایی سرپل اصلی این گروه تروریستی در یکی از کشورهای خارجی، تصریح کرد:‌ «این گروه تروریستی با کشورهای آمریکا و انگلیس ارتباط داشته و پیش از این نیز از طریق وزارت امور خارجه به آن کشورها اعلام شده بود اما نه تنها هیچ اقدامی در جلوگیری از اعمال تروریستی آنها صورت نگرفت بلکه حمایت نیز شدند.»

محسنی‌اژه‌ای با بیان اینکه علت عدم انتشار خبر تاکنون احتمال لو رفتن اطلاعات کسب شده و فرار عوامل اصلی بمب‌گذاری بود، تصریح کرد: «این عوامل قصد داشتند بعد از انجام بمب‌گذاری در حسینیه سیدالشهدای شیراز در نقاط دیگری نیز اقدامات تروریستی انجام دهند.»

وزیر اطلاعات با رد ارتباط این عوامل با گروه‌هایی که پیش از این مسئولیت این حادثه را بر عهده گرفته بودند، گفت:‌ «اطلاعات تکمیلی را بعد از پایان تحقیقات به اطلاع مردم خواهیم رساند.»

به گزارش فارس، ساعت ۲۱ روز بیست‌ و چهارم فروردین‌ ماه سال‌جاری بر اثر انفجار در حسینیه سیدالشهدای کانون رهپویان وصال شیراز ۲۰۲ نفر از هموطنان در حین عزاداری اباعبدالله(ع) شهید و مجروح شدند و پیش از این مسئولان احتمال خرابکاری و عمدی بودن این حادثه را رسماً رد کرده بودند.

 

پی‌نوشت: صاحب این قلم ابتدا بر اساس شواهد و تحلیل شخصی نوشت: باید به عزیزانی که وظیفه‏ی امنیت و نظم جامعه را عهده دار هستند خاطر نشان کرد که با امن نشان دادن جامعه، امنیت ایجاد نمی‏شود و راست گویی موجب ناامنی نمی‏گردد و از طرفی اقرار به وقوع یک حادثه‏ی تروریستی باعث تقویت تروریست‏های کوردل نمی‏شود و پیروزی‏ای به نامشان ثبت نمی‏کند، چرا که از یک طرف ترور و خشونت نزد ملت غیور ایران و آزادگان جهان محکوم است و از طرف دیگر بردن یک کیف به یک هیئت عزاداری بدون محافظ، کاری است که از یک بچه‏ی هفت ساله هم برمی‏آید! پس ارزش شهدای حادثه را پایین نیاورید، با مردم روراست باشید و مطمئن باشید در این صورت موجودیت بهائیت و وهابیّت بیش از پیش متزلزل خواهد شد و چهره‏ی پلیدشان منفورتر خواهد شد و علاقه و دلبستگی مردم به نظامشان دوچندان خواهد گردید. [لینک] اما بلافاصله کارشناسان اعلام کردند که خراب‏کاری منتفی است و این‏جانب هم با احترام به نظر ایشان با شجاعت نظرم را پس گرفتم. گویا دلایل امنیتی و قصد غافل‏گیری عامل اصلی باعث این پنهان‏کاری شده است و البته بنده از هر مقوله‏ای سردربیاورم، این یک قلم جنس (مسائل امنیتی) را نمی‏فهمم. حتی به دوستی که مرا مطمئن کرده بود نظر کارشناسان بر انفجار اقلام نمایشگاهی بوده، گفتم چرا به من این‏گونه گفتی؟ ایشان فرمود(!):«نمی‏خواستم در وبلاگت بنویسی» و مگر این همه برادران و خواهران شیرازی که نوشتند به کجای امنیت خلل وارد شد؟! البته به عهده گرفتن ناشیانه‏ی یکی دو گروه مجهول الهویه مرا از پیش مطمئن‏تر کرد و مهم‏تر از همه عبارت «شهادت‏گون» در پیام رهبر معظم انقلاب بود. اما یک نکته همچنان مرا در شک فرو برده بود و آن اینکه شنیدم علیرضا نوری زاده (خائن و وطن فروش) [+  +] در همان ساعات اولیه اعلام کرده که خراب‏کاری در میان نبوده است!!! و چون این مردک جز دروغ چیزی نمی‌گوید، از شما چه پنهان به نظر کارشناسان شک کرده بودم!

اما اگر مخفی نگاه داشتن اطلاعات به دست آمده، به دستگیری مباشر اصلی حادثه کمک کرده، خوشحالم که امیر عباس هم ناخواسته در این امر سهیم بوده است ؛ به هر حال برای دوستان که معلوم بود، به دیگران هم ثابت  شد که کانون ره‏پویان در مسیر درست و دشمن‌شکن گام برمی‏دارد و برای یک بار هم که شده، در ِ باغ شهادت به روی اعضای آن باز شد تا یادمان بماند که دفتر و کتاب شهادت همچنان باز است و عاشقان شهادت از وصول به آن محروم نیستند! پایان سخن، همان است که اول بار عرض شد، یعنی همان است که حضرت امام خمینی(ره) فرمودند:«خوشا به حال آنان که با شهادت رفتند [...] و بدا به حال من که هنوز مانده‏ام.» [لینک]

8 اردیبهشت 1387
  • از عجایب روزگار ما این است که یک اقلیت مردم گریز با ادعای اصلاحات، مردم و منتخبین‌شان را مسخره می‌کنند!
  • در تاریخ سیاسی ما سابقه نداشته شخصیتی مثل « دکتر احمدی نژاد » تا این حد مورد اعتماد و مورد علاقه‌ی مردم باشد؛ تا این حد مورد تایید رهبر معظم انقلاب باشد؛ تا این حد توسط دشمنان نظام مورد هجمه قرار گرفته باشد؛ تا این حد به او توهین و در حقش ناجوان‌مردی کرده باشند (کاری که اکنون اقلیت مردم گریز داخلی یا همان دوم خردادی‌ها با منتخب مردم ایران می‌کنند) و تا این حد پرهیزگار، شجاع، خادم، سخت‌کوش و پویا باشد.
  • دوم‌خردادی‌ها ثابت کردند که معتقد اند اکثریت، احتمالاْ زمانی شاخص مردمسالاری بوده است (!) و در هر صورت ثابت کرده‌اند وقتی در اقلیت باشند، رای اکثریت را برنمی‌تابند و با در پیش گرفتن غوغا سالاری، همراهی با بیگانگان و سیاست بازی (از نوع کثیفش) و بدون توجه به خواست و اراده‌ی مردم مسلمان کشورمان، روز به روز از ایشان دورتر می‌شوند. مردم گریزی در نهایت به مردم ستیزی ختم می‌شود. منتظر باشید، پس از هشت سال ریاست جمهوری دکتر محمود احمدی نژاد و بعد از پیروزی نامزد اصولگرایان در انتخابات یازدهم، مردم ستیزی این مثلاً اصلاح طلبان را به چشم خود ببینید!
27 فروردین 1387

حضرت آیت الله العظمی خامنه‏ای رهبر معظم انقلاب اسلامی، در پی حادثه‏ی انفجار در حسینیه‏ی سیدالشهدای شیراز، پیام تسلیتی به این شرح صادر کردند:

بسم الله الرحمن الرحیم

حادثه‏ی غم‏انگیز و تأسف‏بار در کانون رهپویان وصال که به پرواز شهادت گون جمعی از آن شیفتگانِ وصالِ دوست، و زخمی شدن جمع بیشتری انجامید‏، اینجانب را مصیبت زده کرد. تسلای من به عزادارانِ این حادثه‏ی تلخ و نیز به آسیب دیدگان، وعده‏ی پاداش الهی به صابران است که فرمود: «اولئک علیهم صلوات من ربهم و رحمه.» از خداوند متعال صبر و سکینه برای دل‏های مصیبت دیده، و رحمت و غفران برای عزیزان درگذشته، و شفای عاجل برای مجروحان مسئلت می‏کنم و از مسئولان می‏خواهم که وظایف خود در پی‏گیری این حادثه را با اتقان و سرعت لازم انجام دهند.

والسلام علی عبادالله الصالحین

سیدعلی خامنه ای

۲۶  فروردین ۱۳۸۷

بنا به آنچه در یادداشت پیش دیدید، این جانب گمان می‏کردم که حادثه قطعاً تروریستی بوده و نیروهای مسئول بنا به مصالحی سعی در مخفی کردن آن دارند و بنا بر احساس تکلیف، یادداشت قبل را نوشتم. اما با توجه به بررسی‏های صورت گرفته و مطمئن شدن کارشناسان از تروریستی نبودن انفجار، این جانب نیز به این نتیجه رسیدم که حادثه خرابکاری نبوده است. این موضوع از ارزش گل‏های پرپرمان و عروج شهادت گونشان نمی‏کاهد. آنها عزیز بودند و در جوانی و پاکی در هنگام عزاداری و سینه زنی به دیدار یار شتافتند و نام و یادشان در قلب ما جاودانه شد.

سوای از نظر متقن کارشناسان و گفت و گوی تلفنی این جانب با یک مقام مطلع و عادل که بنده را بر انفجار اشیا و مواد نظامی نمایشگاهی مطمئن کرد، نوع ورود یک گروه مجهول الهویه به ماجرا و برعهده گرفتن حادثه، مؤید اتفاقی بودن انفجار است. سوای از اینکه چنین گروهی وجود خارجی ندارد، دیرهنگامی قبول مسئولیت انفجار نشان می‏دهد که کسانی بنا به هر دلیل قصد ماهی گرفتن از آب گل آلود را دارند. لازم بود این جانب با شجاعت اشتباه خود را بپذیرم.

برخی دوستان به دلیل تأثر شدید – که حق هم همین است – نوعی برخورد احساسی با ماجرا داشتند. مثلاً دلشان می‏خواست اخبار شیراز مرتب روی آنتن باشد. در حالی که از دید متخصصین ارتباطات، وقتی کارشناسان در حال پی‏گیری ماجرا بودند، حجم اخبار پخش شده کافی بود. یا برخی توقع داشتند عالی‏ترین مقامات پیش از مشخص شدن و قطعی شدن علت انفجار، حادثه‏ی تروریستی(؟) را محکوم کنند. لذا با روشن شدن قضیه و مهم‏تر از همه پس از صدور پیام مقام معظم ولایت و «شهادت‏گون» خواندن عروج عزیزانمان، تکلیف ما مشخص است و امید است دوستان بزرگوار شیرازی نیز تمکین کنند. طبیعی است که در این روزها، ضد انقلاب ِ روسیاه، با دروغ‏گو خواندن مسئولین بخواهند از احساسات پاک مردم مذهبی سوء استفاده کنند که هوشیاری من و شما برادر و خواهر ارزشی را می‏طلبد. دعا بفرمایید.

 این عکس ناقص است

پی‌نوشت مهم: ۱- این توضیحات می‌توانست در قالب یک یادداشت جدید منتشر شود، اما نمی‌خواهم زیاد بر طبل اختلافات کوبیده شود! ۲- برخی دوستان با یک عکس نصفه نیمه از ویترین یادبود شهدا سعی دارند بگویند اشیای خطرناک وجود نداشته است. عکس نصفه نیمه‌ای که حتی پوکه‌های خمپاره‌ی مورد تایید کانون ره‌پویان نیز پیدا نیست. ضمن اینکه خمپاره پوکه ندارد و وقتی دوستان اذعان می‌کنند که در ویترین یادبود شهدا پوکه‌ی خمپاره بوده، به این معنی است که خمپاره‌ی خنثی شده بوده است! خمپاره‌های عمل نکرده با جدا کردن چاشنی انفجاری خنثی می‌شوند، اما همچنان حاوی مواد انفجاری هستند. چنین موادی در شرایطی خاص (حتی بدون وجود چاشنی) منفجر می‌شوند. ۳- عجیب است که پس از این واقعه همه کارشناس شده‌اند!!! چگونه یک نفر با استناد به یک عکس نصفه نیمه به خود حق می‌دهد که در باره‌ی زوایای انفجار، نوع انفجار، چشمه‌ی انفجار و ... اظهار نظر کند؟ صلاحیت این اظهار نظر را از کجا آورده است؟ مگر هر که عضو کانون بود و دوست عزیزان از دست رفته بود، مدرک افتخاری کارشناسی مواد انفجاری خواهد داشت؟ درست مثل ماه مبارک رمضان که شب دوم ماه همه به یک‌باره بدون هیچ آموزشی کارشناس نجوم می‌شوند و می‌گویند این ماه شب دوم بود یا نبود و ...! ۴- موضع حجة الاسلام انجوی‌نژاد کاملاً منطقی است که ملاک را نظر کارشناسان دانسته است.

25 فروردین 1387

لطفا به صفحه اول وبلاگ بروید و یادداشت جدید در این باره را بخوانید. [لینک]

نمی‏دانم چرا وقتی این خبر را شنیدم به یاد حضرت امام خمینی(ره) افتادم و بیانات ایشان بود که از جلو چشمانم رژه می‏رفت و صدای ایشان که در گوشم می‏پیچید و آرامم می‏کرد. آخر مگر نه اینکه ما فرزندان حضرت امام(ره) هستیم و در مکتب او پرورش یافته‌ایم؟ و مگر جوانانی که از کانون ملکوتی شیراز به پرواز درآمدند و به اعلی علیین رسیدند، پیروان راستین همان امامی نبودند که فرمود:«بکشید ما را ملت ما بیدارتر می‏شود»؟! حضرت امام خمینی(ره) پس از شهادت علامه مطهری(ره) در مدرسه فیضیه طی سخنانی فرمودند:«این انقلاب باید زنده بماند؛ این نهضت باید زنده بماند، و زنده ماندنش به این خونریزیهاست. بریزید خونها را، زندگی ما دوام پیدا می کند؛ بکشید ما را ، ملت ما بیدارتر میشود. ما از مرگ نمیترسیم و شما هم از مرگ ما صرفه ندارید. دلیل ِ عجز شماست که در سیاهی شب متفکران ما را میکشید؛ برای اینکه منطق ندارید! اگر منطق داشتید که صحبت میکردید؛ لکن منطق ندارید! منطق شما ترور است؛ منطق اسلام ترور را باطل می داند!»

اجتماع مردم در محل انفجار بمب -  شیراز 

آری ملت بیدار شد. خبر مباحث کانون ره‏پویان وصال شیراز اکنون در همه‏ی خبرگزاری‏ها هست و دیگر کانون و مباحثش در ایران و جهان مشهور شد. شاید بسیاری از مردم شهر شیراز نیز کانون ره پویان وصال را نمی‏شناختند، اما پس از این حادثه و پس از شهادت عزیزانمان، سیل مردم به سمت کانون گسیل شد. در این کانون پیرامون دو فرقه‏ی ضالّه‏ی وهابیت و بهائیت روشنگری می‏شد و اکنون شهادت عزیزانمان در شهر شیراز باعث شد که همه منطق وهابیون و بهائیان را ببینند و بیش از گذشته انحراف، ددمنشی و گرگ صفتی ِ وهابیّون را شاهد باشند! این کوردلان نمی‏دانند که جوانان ما عاشق شهادت اند و بیدی نیستند که از این بادهای مسموم بلرزند و از میدان به در روند. این کوردلان و این بندگان شیطان، این فرموده‏ی حضرت امام(ره) را نشنیده‏اند که «ملتی که شهادت دارد اسارت ندارد». آری این جوانان و این ملت عاشق شهادت است و از کشته شدن نمی‏هراسد و همین خون‏ها گریبان دشمنان جمهوری اسلامی را خواهد گرفت و آنها را به خاک مذلت خواهد کشاند. پایان سخن ِ من، همان است که حضرت امام خمینی(ره) فرمودند:«خوشا به حال آنان که با شهادت رفتند [...] و بدا به حال من که هنوز مانده‏ام.» [لینک]

پی‏نوشت: مسئولین امنیتی و انتظامی اصرار دارند که انفجار را حادثه و تصادف معرفی کنند، آن هم با این دستاویز که در آن محل قبلاً نمایشگاه دفاع مقدس برپا بوده است. به یاد آوردم که در سال‏های اخیر هر وقت هواپیمایی سقوط می‏کرد، آن را به اشتباه خلبان نسبت می‏دادند! حجت الاسلام و المسلمین انجوی نژاد که دقایقی پیش از انفجار در حال سخن‏رانی بوده می‏گوید:«این واقعه را جهت اطلاع مردم کشور عزیزمان و به دستور حضرت آیت الله حائری شیرازی نماینده مقام معظم رهبری در استان فارس و امام جمعه محترم شیراز عرض می‏کنم: دیشب بعد از سخن‏رانی، حدود ساعت ۲۱:۱۰ متوجه انفجاری در محل کانون شدیم و بعد از کارشناسی، گروه‏های متخصص به این نتیجه رسیدند که شخصی مواد منفجره را در زیر قفسه‏ای که مربوط به نمایشگاه معراج شهدا می‏باشد، قرار داده است. در این قفسه آثاری از شهدا من‏جمله لباس، پوتین، چکمه، کلاه آهنی، پوکه‏های خمپاره منور و پوکه توپ به عنوان گلدان استفاده شده بود که با انفجار اینها تبدیل به ترکش شده و متاسفانه منجر به جراحت شدید و شهادت جمعی از دوستانمان شد و در بررسی دقیق با توجه به اینکه در زیر قفسه، چاله‏ای ایجاد شده است، معلوم گردیده که در آن مکان مواد منفجره کار گذاشته شده بوده است. شدت انفجار به حدی بوده است که موج آن قفسه را به آسمان پرت کرده، به سقف حسینه زده و برگشت خورده است. لازم به ذکر است که این مواد منفجره در کیفی که در زیر قفسه بود، جاسازی شده بود. این که گفته می‏شود حادثه بوده، هرگز این طور نیست و آنچه که روی میز معراج الشهدا بوده علاوه بر آثار و نامه‏های شهدا، چند پوکه‏ی خالی منور بوده است و عکسهای معراج الشهدا قبل از انفجار این را تایید میکند.» انجوی نژاد اضافه می‏کند:«تعدادی از اعضای کانون آماده‏ی چهره نگاری از فرد مظنون هستند» و تأکید می‏کند:«انفجار کانون رهپویان وصال بدون شک بمبگذاری بوده است.» [لینک] باید به عزیزانی که وظیفه‏ی امنیت و نظم جامعه را عهده دار هستند خاطر نشان کرد که با امن نشان دادن جامعه، امنیت ایجاد نمی‏شود و راست گویی موجب ناامنی نمی‏گردد و از طرفی اقرار به وقوع یک حادثه‏ی تروریستی باعث تقویت تروریست‏های کوردل نمی‏شود و پیروزی‏ای به نامشان ثبت نمی‏کند، چرا که از یک طرف ترور و خشونت نزد ملت غیور ایران و آزادگان جهان محکوم است و از طرف دیگر بردن یک کیف به یک هیئت عزاداری بدون محافظ، کاری است که از یک بچه‏ی هفت ساله هم برمی‏آید! پس ارزش شهدای حادثه را پایین نیاورید، با مردم روراست باشید و مطمئن باشید در این صورت موجودیت بهائیت و وهابیّت بیش از پیش متزلزل خواهد شد و چهره‏ی پلیدشان منفورتر خواهد شد و علاقه و دلبستگی مردم به نظامشان دوچندان خواهد گردید.

برای شنیدن صوت و دیدن فیلم انفجار و مشاهده آخرین اخبار به سایت کانون بروید. [لینک]

24 فروردین 1387

خبرگزاری ایسنا به نقل از یک منبع خبری خاکستری و فردی بی نام و نشان(!) انتخابات مجلس هشتم را به زیر سؤال کشید! در این خبر ایسنا که ساعت 59:14 روز 87.1.23 و با کد خبری 05652-8701 منتشر شد، بدون آنکه کوچکترین اشاره ای به نام و هویت مصاحبه شونده وجود داشته باشد، به نقل از این فرد گمنام، یک خطابه سیاسی علیه انتخابات مجلس هشتم مخابره شده است. در این خطابه سیاسی آمده است:

 

  • «پیش بینی آقای خاتمی در مورد انتخابات مجلس هشتم تا حدود زیادی محقق شد و بازی مهندسی شده(!) جناح مقابل به هم خورد.»(!)
  • «جریانات اصولگرای مجلس هشتم به طور جدی در صدد هستند مرزبندی خود را با جبهه متحد اصولگرایان و طرفداران دولت مشخص کنند.»(!)
  • «بداخلاقی های انتخاباتی بسیار چشمگیر بود.»(!)
  • «مسائل شکل گرفته در پروسه انتخابات مجلس هشتم قابل تأمل بود.»
  • «با توجه به اتفاقات مهندسی شده غیرمطلوب در انتخابات مجلس هشتم، این دغدغه برای جبهه اصلاحات وجود دارد که در انتخابات ریاست جمهوری آینده نیز چنین مسائلی مجدداً اتفاق بیفتد.»(!)
  • «اصلاح طلبان معتقدند که هیزم تنور انتخابات(!) می شوند و رفتارهای مهندسی شده آنها را از حق انتخابشان محروم می کند(!) و این به عنوان یک دغدغه جدی در جبهه اصلاحات مطرح است که انتخابات ریاست جمهوری آینده تا چه حد تضمین اجرایی داشته باشد.»(!)

با توجه به اینکه گوینده این جملات از سوی «ایسنا» معرفی نشده است، مسئولیت محتوای خبر مستقیماً متوجه جهاد دانشگاهی بوده که لازم است توضیح دهند که این شیوه خبر پراکنی در چارچوب سیاست «ایران به روایت ایران» صورت می گیرد یا راهبرد جدیدی برای حمایت از مدعیان اصلاحات و تخریب اصولگرایان در دستور کار ایسنا قرار گرفته است! دست اندرکاران خبرگزاری ایسنا- وابسته به جهاد دانشگاهی- حتماً می دانند که یک خبر با منبع خاکستری نه فقط کمترین ارزش خبری ندارد، بلکه یکی از شگردهای متداول و البته سوخته و نخ نما شده عملیات روانی است که با هدف تخریب رقبای قدرتمند سیاسی تهیه و منتشر می شود و با ادعای «بی طرفی» در انتشار اخبار تضاد آشکار دارد.

23 فروردین 1387

۱۵۴ نفر (حدود ۵/۷۵ درصد) از ۲۰۴ نماینده‌ی منتخب مردم ایران در مجلس هشتم در مرحله‌ی اول انتخابات، اصولگرا هستند که ۱۱۹ نفر آنها نامزد جبهه‌ی متحد اصولگرایان (فهرست اصلی اصولگرایان) و مابقی نامزد مستقل اصولگرا و یاسایر ائتلاف‌های اصولگرا هستند.

منتخبین مردم ایران اصولگرا هستند

از مجموع ۱۶۲ نفر کاندیدای راه‌یافته به مرحله دوم انتخابات مجلس شورای اسلامی، ۵۱ نفر از جبهه متحد اصولگرایان، ۲۸ نفر از ائتلاف مدعیان اصلاح‌طلبی، ۳۲ نفر افراد مستقل با گرایش اصولگرایی، ۲۰ نفر از افراد مستقل با گرایش دوم خرداد، ۱۶ نفر از اصولگرایان فراگیر، ۷ نفر از حزب اعتماد ملی، ۵ نفر از سایر ائتلاف‌های مدعی اصلاح‌طلبی، ۲ نفر از سایر ائتلاف‌های اصولگرا و یک نفر از ائتلاف مردمی مدعی اصلاحات هستند.

به گزارش خبرگزاری فارس، در مرحله‌ی دوم انتخابات ۱۰۱ نامزد اصولگرا و ۶۱ نامزد مدعی اصلاح طلبی (شامل برخی نامزدهای مستقل) که بالاترین آرای مردم را در ۵۳ حوزه و ۲۰ استان کسب کرده‌اند، رقابت خواهند داشت.

فشار برخی عناصر حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب برای کنار رفتن نامزدهای مدعی اصلاح طلبی در مرحله دوم ناکام مانده و نامزدهای دوم خردادی اصرار به حضور در مرحله‌ی دوم انتخابات دارند؛ ولو اینکه مانند مرحله اول شکست بخورند.

در هشتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی که در ۲۴ اسفند سال گذشته برگزار شد، ۲۰۹ نماینده در مرحله اول به مجلس راه یافتند که ۷۷ نفر از آنها جزو نمایندگان فعلی و ۱۳۲ نفر دیگر نمایندگان جدید هستند. یعنی بیش از ۶۳ درصد نمایندگان منتخب به مجلس هشتم جزو نمایندگان فعلی مجلس نیستند.

بر اساس این گزارش از ۲۰۴ نماینده‌ی منتخب مجلس هشتم بدون احتساب نمایندگان اقلیت‌های دینی، ۱۲۷ نفر جزو ائتلاف‌های اصولگرا، 27 نفر مستقل با گرایش اصولگرایی، ۳۹ نفر جزو ائتلاف‌های مدعی اصلاح‌طلبی و ۱۱ نفر مستقل با گرایش دوم خردادی هستند. بنابراین ۱۵۴ نفر از منتخبین معادل ۷۵/۵ درصد آنها گرایش اصولگرایی و ۵۰ نفر معادل ۵/۲۴ درصد گرایش دوم خردادی دارند.

بر اساس آمار ارائه شده در ۵۳ حوزه از مجموع ۲۰۷ حوزه انتخابیه در سراسر کشور یعنی ۲۸ درصد حوزه‌ها، انتخابات به مرحله دوم کشیده شده است که ۱۶۲ نفر برای کسب ۸۱ کرسی نمایندگی مجلس در روز جمعه ۶ اردیبهشت با یکدیگر رقابت خواهند کرد. از بین این ۱۶۲ نفر، ۴۰ نفر جزو نمایندگان فعلی مجلس و ۱۲۲ نفر یعنی بیش از ۷۵ درصد نمایندگان جدید هستند.

بررسی راه‌یافتگان به مجلس هشتم در مرحله اول انتخابات برگزار شده در ۲۴ اسفند نشان می‌دهد که از ۲۰۴ نماینده منتخب، بدون احتساب نمایندگان اقلیت‌های دینی، ۱۱۹ نفر از جبهه متحد اصولگرایان، ۹ نفر از اصولگرایان فراگیر و ۲ نفر از سایر ائتلاف‌های اصولگرا؛ ۲۱ نفر از ائتلاف مدعی اصلاح‌طلبی، ۷ نفر از حزب اعتماد ملی و ۸ نفر از سایر ائتلاف‌های مدعی اصلاح‌طلبی؛ ۲۴ نفر افراد مستقل با گرایش اصولگرایی و ۱۴ نفر افراد مستقل با گرایش دوم خردادی هستند.

بر اساس این گزارش از ۸۱ کرسی باقیمانده مجلس هشتم برای ۱۲ کرسی رقابت بین اصولگرایان، ۳ کرسی رقابت بین مدعیان اصلاح‌طلبی، ۳۴ کرسی رقابت بین مدعیان اصلاح‌طلبی و اصولگرا، ۲۴ کرسی رقابت بین اصولگرا و مستقل‌، ۳ کرسی رقابت بین اصلاح‌طلب و مستقل و برای ۴ کرسی نیز رقابت بین مستقل‌ها خواهد بود.

وضعیت منتخبان قطعی به مجلس هشتم و حاضرین در مرحله دوم انتخابات مجلس هشتم به تفکیک استان‌ها به شرح زیر می‌باشد:

ادامه مطلب