|
حضرت امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) فلسطین را پارهی تن اسلام خواندند. حالا این پارهی تن اسلام توسط شیطان صهیونیستی در حال پاره پاره شدن است. چرا ما نمیتوانیم از اسلام دفاع کنیم؟ این راهپیمایی و شعار و دعا و سلام به مبارزان فلسطینی را که همهی دنیا بلدند. این محکوم کردن صهیونیستهای متجاوز که در همه جای دنیا در حال انجام است. پس ما چه میکنیم؟ اگر بنا بود بنشینیم و تماشا کنیم که رژیم طاغوت برایمان بس بود! مگر شعار ما این آیهی قرآن عظیم نیست که «و اعدّوا لهم ماستطعتم من قوه»؟ آیا قوای ما برای حفظ خود است یا برای حفظ اسلام؟ اگر برای حفظ خود است که نباید دم از اسلام بزنیم و اگر برای حفظ اسلام است پس چرا دست روی دست گذاشتهایم؟
چرا رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام میگوید غزه نیاز به سرباز ندارد و باید حمایت تسلیحاتی و تبلیغاتی و سیاسی صورت پذیرد؟ تازه کجاست حمایت تسلیحاتی؟ چرا همین شعار هم عملی نمیشود؟ رئیس جمهور ما چه میکند؟ آیا سخنان آتشین برای حفظ اسلام کافی است؟ اگر کافی بود که حضرت رسول الله و امامان معصوم(علیهم صلوات الله اجمعین) به جای جهاد با کفار و منافقان فقط سخنرانی میکردند. نه خیر. غزه امروز نیازمند به کمک برای بقاست. فلسطین امروز نگاهش به مسلمانان است و باید گفت که «اسلام امروز چشمش به مسلمانان است». اینجانب به عنوان کسی که شور و احساس جوانی را پشت سرگذاشته، دوست دارم عاقلانه توجیه شوم که چرا به جای دفاع از اسلام، برای بقای خود مجاهده میکنیم. چرا دفاع از اسلام به مصلحت نیست؟ چرا دفاع از مسلمانان مظلومی که به خاک و خون کشیده میشوند خجالت دارد؟ چرا از توجیه ملت خود برای همراهی با مبارزان فلسطینی ناتوانیم؟ آیا دشمن در جنگ روانی موفق بوده است؟ آیا ما که دم از حمایت تبلیغاتی میزنیم، در دام تبلیغاتی کفّار آچمز شدهایم؟ این بار من دوست دارم رهبر معظم انقلاب – که عمل به رهنمودهایشان برای بنده واجب فوری است – مرا توجیه کنند که چه میکنیم؟ چرا پارهی تن اسلام قطعه قطعه میشود و ما نمیتوانیم کار مهمی انجام دهیم؟ چرا نمیتوانیم فلسطین را نجات دهیم در حالی که قدرتش را داریم؟ چرا؟!!!

