X
تبلیغات
رایتل
بسم اللهِ الرَّحمن الرَّحیم

17 شهریور 1389

اگر شما به اندازه‏ی کافی از فکر خود استفاده می‏کنید و به عبارتی اگر فردی معقول و اندیشمند هستید، و همچنین اگر به دستورات الهی توجه دارید و آنها را به کار می‏بندید، نگران نباشید که دیگران شما را غیر عادی بدانند.

  

واقعیتِ جهانی که در آن زندگی می‏کنیم این است که بیشتر مردم در مسیر غلط حرکت می‏کنند. به همین دلیل، تنظیم کورکورانه‏ی رفتار و حرکت خود با اجتماع، چه بسا شما را به بیراهه ببرد. شیخ شهید ثانی اشراق، حضرت علامه مطهری(ره) بارها به ضرب المثل «خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو» خرده گرفته است و در جایی گفته است:«مسئله‏ی دیگر مسئله عدد است. انسان همان‏طور که گوسفندصفت از گذشتگان پیروى مى‏کند، در مقابل جمع و عدد که قرار مى‏گیرد مى‏خواهد همرنگ جماعت شود. مى‏گویند:"خواهى نشوى رسوا همرنگ جماعت شو". وقتى جماعت رسوا باشد، همرنگ جماعت شدن رسوا شدن است. ولى در انسان تمایل به اینکه همرنگ جمع شود زیاد است‏.» ۱ و ظاهراً ایشان در مقابل ضرب المثل فوق آورده است:«خواهی نشوی همرنگ، رسوای جماعت شو».

مشخص است که همچون امروز، در طول تاریخ همواره اکثریت مردم در پی کسب دنیا و مقام و شهرت بوده‏اند و تقواپیشگان، مخلصین، مجاهدان و دانشمندان همواره بخش کوچکی از جامعه بشری را تشکیل داده‏اند. ضمن اینکه دنیاطلبان همیشه برای رفتار خود توجیهات عقلی، منطقی، اجتماعی و فلسفی تراشیده‏اند و چون عده بیشتری در اجتماع دارند، خیلی وقت‏ها خود را محق جلوه داده، به تخطئه و گاه تمسخر اقلیت راستین پرداخته‏اند!

  

باید توجه داشت که – با ساده کردن شرایط - تفاوت رویه‏ی فرد با اجتماع در یکی از حالات زیر متصور است:

الف- گاهی حق با اجتماع است. در این صورت عقل سلیم حکم می‏کند که فرد به اشتباه خود پی ببرد و با جامعه اسلامی همراه شود.

ب- اغلب حق با فرد است. اینجاست که آدمی باید بداند در مقابل اجتماع مجبور نیست و هویت دینی و انسانی هر فرد، به او در برابر روح حاکم بر جامعه استقلال داده است. در قیامت نیز  آدمی با توجه به دارا بودن همین آزادی و استقلال مورد محاسبه قرار می‏گیرد. از این رو کسی که مسیر خود را بر اساس آموزه‏های دینی و خردمندانه انتخاب کرده است، نباید شرمنده باشد و یا از هجمه‏های اصحاب دنیا بترسد، بلکه باید با توکل به خدای لایزال، در رفتار عقلانی و خداپسندانه‏ی خود ثابت قدم باشد و بداند که وعده‏ی الهی قطعاً محقق خواهد شد که «العاقبة للمتّقین».

ج- گاهی شرایط علی السویه و متشابه است. به این معنی که اگرچه فرد مرتکب اشتباهی نشده است، اما روح حاکم بر اجتماع نیز در این مورد خطایی ندارد. در اینجا شایسته‏تر است که فرد خود را با اجتماع هماهنگ سازد، اما اگر بنا به یک سلسله دلایل روانی و حسّی، به روش خود دلبستگی دارد، به این معنی که با در پیش گرفتن این رفتار، نشاطی برای انجام دیگر تکالیف خود به دست می‏آورد، باز باید به روش خود پایبند باشد و از اینکه دیگران او را غیرعادی بدانند واهمه نداشته باشد.

د- ممکن است روح حاکم بر اجتماع و فرد، هر دو در مسیر اشتباه باشند. انسان همواره باید مراقب باشد تا در برابر اشتباهات اجتماع، صبور و خوددار باشد و بنا به تلافی یا از روی غفلت، خود مرتکب اشتباهات دیگر نشود و همان گونه که در ابتدای بحث اشاره شد، توجه به دستورات الهی و حاکم نمودن عقلانیت، آدمی را به ساحل نجات خواهد رساند.

ه- گاهی اجتماع در مسیر درست حرکت می‏کند ولی فرد نیز شیوه‏ای بهتر و کارآمدتر یافته است. این جدی‏ترین مناقشه‏ی فرد و اجتماع است! اینجاست که خیلی‏ها فرد را مورد عتاب و گاه تمسخر و تحمیق قرار می‏دهند و با این استدلال که «آیا این همه آدم اشتباه می‏کنند؟» به این نتیجه می‏رسند که فرد لجباز، احمق و یا دیوانه است. غافل از اینکه اگر چه جامعه ره به خطا نمی‏رود، اما فرد به دلیل نخبگی و اندیشمند بودن، به شیوه‏ای برتر رسیده است. در این حالت اگر تزلزل شخصیتی در او وجود داشته باشد، یا تسلیم جو و جامعه می‏شود و یا دست کم همّ و غمّ خود را قانع ساختن مردم قرار می‏دهد و از ادامه مسیر باز می‏ماند. هرچند تعامل با اجتماع امری لازم است، ولی باید این تعامل در حدی باشد که فرد را از ادامه حرکت باز ندارد و همواره حرکت در مسیر رشد و تعالی را حفظ نماید و اجازه دهد جامعه در وقت خود حقایق را دریابد.

   

آنچه بسیار قابل تأمل است اینکه قرآن مجید همواره مؤمنین را کم و گمراهان را بسیار می‏شمارد. برای نمونه و قرابت ذهن، و بدون اشاره به تفسیر، به این چند مورد که برخی چند بار در قرآن تکرار شده‏اند، توجه کنید:

بَلْ کانُوا لا یَفْقَهُونَ إِلاَّ قَلیلاً. نه، اینان جز اندکى نمى‏فهمند.  (فتح –  15)

قَلیلاً ما تُؤْمِنُونَ. چه اندک ایمان مى‏آورید. (الحاقه - 41)

ثُمَّ تَوَلَّیْتُمْ إِلاَّ قَلیلاً مِنْکُمْ وَ أَنْتُمْ مُعْرِضُونَ. ولى جز اندکى از شما، پشت کردید و شمایید روى‏گردانندگان. (بقره – 83)

فَلا یُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَلیلاً. و جز اندکى ایمان نیاورند. (نسا - 46)

وَ لا یَذْکُرُونَ اللَّهَ إِلاَّ قَلیلاً. و (در نماز) - جز اندکى- خداى را یاد نکنند. (نسا - 142)

قَلیلاً ما تَذَکَّرُونَ. شما چه اندک پند مى‏پذیرید. (اعراف – 3) و (نمل – 22) و (الحاقه – 42)

قَلیلاً ما تَشْکُرُونَ. چه اندک سپاس مى‏گزارید. (اعراف – 10) و (مؤمنون – 87) و (سجده - 9 ) و (الملک - 23)

قَلیلاً ما تَتَذَکَّرُونَ. چه اندک پند مى‏پذیرید. (غافر – 58)

  

و در مقابل:

وَ لکِنَّ أَکْثَرَهُمْ یَجْهَلُونَ. ولیکن بیشترشان جاهل اند.  (انعام  - 111)

وَ لکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لا یَعْلَمُونَ. ولى بیشترین‏شان نمى‏دانند. (انعام - 37) و (اعراف – 131) و (انفال – 34) و (یونس – 55) و (قصص – 13) و (قصص – 57) و (زمر – 49) و (دخان – 39) و (طور – 47)

وَ لا تَجدُ أَکْثَرَهُمْ شاکِرینَ. و بیشترین‏شان را شکرگزار نخواهى یافت. (اعراف - 17)

وَ ما وَجَدْنا لِأَکْثَرِهِمْ مِنْ عَهْدٍ وَ إِنْ وَجَدْنا أَکْثَرَهُمْ لَفاسِقینَ. در بیشترین‏شان وفاى به عهد نیافتیم و بیشترین را جز نافرمانان ندیدیم.  (اعراف - 102)

وَ لکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لا یَشْکُرُونَ. ولى بیشترین‏شان شکر نمى‏گویند. (یونس – 60) و (نمل – 73)

أمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَکْثَرَهُمْ یَسْمَعُونَ أَوْ یَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلاَّ کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبیلاً. یا گمان کرده‏اى که بیشترین‏شان مى‏شنوند و مى‏فهمند؟ اینان چون چارپایانى بیش نیستند، بلکه از چارپایان هم گمراه‏ترند. (فرقان - 44)

  

 

اگر بنا باشد برای حالات مختلف مثال آورده شود، این یادداشت بسیار طولانی خواهد شد، اما باز هم برای قرابت ذهن به یک نمونه مهم اشاره می‏شود. همه شیعیان می‏دانند که قیام بزرگ حضرت حجت(علیه آلاف التحیّة و الثناء) به همراهی 313 یار راستین محقق خواهد شد. مردان خودساخته و نمونه‏ای که هیچ‏گاه از روح حاکم بر اجتماع پیروی نخواهند کرد. چه اگر به جز این می‏بود، و اگر آحاد جامعه خالصانه در مسیر درست حرکت می‏کردند، در طول تاریخ و پس از نسل‏های مختلف، می‏بایست عدد یاران حضرت مهدی(عج) بسیار بیش از این 313 تن باشد. اما باز می‏بینیم که زمان گذشته است و سال‏ها از پس سال‏ها آمده و سپری شده‏اند، اما هنوز فهرست 313 یار راستین آن حضرت، تکمیل نشده است.

این یادداشت را با دو بیت شعر زیبا و معروف به پایان می‏رسانم که: 

  

قـطـعـه‏ی گـم شده‏ای از پـر پـرواز کـم است             یـازده بــار شمـردیـم و یـکی بــاز کـم است

این همه آب که جاری است نه اقیانوس است      ‏‏‏  عـرق شرم زمیـن است کـه سرباز کم است

 

 

پاورقی: 1- مجموعه‏آثاراستادشهیدمطهرى، ج‏22، ص 702.